تبلیغات
عصر مذهبی - زندگینامه امام محمد تقی(ع)
عصر مذهبی
امام سجاد (ع) : بهترین مردم هر زمان کسانی هستند که منتظر ظهور حضرت مهدی (عج) هستند. بحارالانوار جلد 52 صفحه 122
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 مهر 1389 توسط دهكده تنهایی | نظرات ()

ابو جعفر محمد بن على(ع)نهمین امام از ائمه اثنى عشر(ع)و یازدهمین معصوم از چهارده معصوم(ع) است.

تولد آن حضرت به اشهر اقوال در مدینه در 15 یا 19 رمضان و یا 10 رجب سال 195 ه.ق. و وفات ایشان در آخر ذو القعده سال 220 ه.ق. در بغداد اتفاق افتاد.خطیب بغدادى در تاریخ بغداد(55/3)وفات آن حضرت را روز سه شنبه پنجم یا ششم ذو الحجه سال 220 ه.ق. گفته است.قبر آن حضرت در مقابر قریش نزدیك قبر جدش امام موسى الكاظم(ع) است.

مادر ایشان ام ولد و در اصل مریسیه یا نوبیه(از مردم نوبى)بوده است و نامش را به اختلاف سكن یا سبیكه و یا دره و ریحانه نوشته‏اند و ظاهرا حضرت رضا(ع) او را به خیزران موسوم ساخته است.

مشهورترین القاب آن حضرت«جواد»و«تقى»است و از این جهت به امام«محمد جواد»و امام«محمد تقى»معروف است.كنیه حضرت در كتب اخبار و احادیث ابو جعفر است و چون امام باقر(ع)نیز كنیه ابو جعفر داشته‏اند امام جواد(ع)را«ابو جعفر ثانى»مى‏گویند.

آن حضرت تنها فرزند ذكور حضرت رضا(ع)بود و به نص ایشان و به تفصیلى كه در ارشاد شیخ مفید آمده است پس از او«امام»و«حجت خداوند»در روى زمین گردید و با آنكه به هنگام وفات پدر بزرگوارش بیش از هفت سال نداشته است بنابر حدیثى كه شیخ مفید در ارشاد(ص 325)از معلى بن محمد نقل كرده است مصداق قول قرآن كریم است كه«و آتیناه الحكم صبیا».

در تاریخ بیهق(ص 46)آمده است كه حضرت جواد در سال 202 ه.ق. براى دیدن پدرش از مدینه به خراسان رفت و در سر راه خود، كه از راه طبس مسینا بود(زیرا راه قومس یا سمنان و دامغان در آن زمان بسته بود)از بیهق به قریه ششتمذ رفت و از آنجا رهسپار زیارت پدرش گردید.

اما بنا بر روایت دیگر حضرت جواد(ع)به هنگام فوت حضرت رضا(ع)، در مدینه بود و بنابر این اگر خبر تاریخ بیهق درست باشد باید گفت كه حضرت جواد پس از زیارت پدرش به مدینه بازگشته است.مؤید این مطلب آن است كه مأمون پس از بازگشت به بغداد حضرت جواد(ع)را از مدینه فرا خواند و دخترش ام الفضل را به او تزویج كرد، زیرا با وجود صغر سن، ادب و كمال عقل آن حضرت را پسندیده بود.پس مأمون مى‏بایست او را در خراسان دیده باشد تا آثار ادب و كمال در او مشاهده كرده باشد و در مراجعت به بغداد او را از مدینه فرا خوانده باشد تا دخترش را به او بدهد.

شیخ مفید در ارشاد از ریان بن شبیب روایت مى‏ كند كه چون مأمون خواست دخترش را به حضرت جواد(ع) بدهد بنى عباس و خویشان نزدیك او ناراحت شدند و ترسیدند كه مأمون مبادا او را نیز مانند حضرت رضا(ع)ولیعهد خود سازد.پس نزد او رفتند و او را هشدار دادند كه مبادا این امر خلافت كه خداوند به او بخشیده است به سبب این وصلت از چنگ ایشان(خاندان بنى‏عباس)بیرون رود و به دست خاندان على افتد و همچنین دشمنى و عداوتى را كه میان آل على و بنى عباس از دیرباز وجود داشت یادآور شدند.مأمون در پاسخ گفت كه دشمنى میان شما(بنى عباس)و آل على را سبب خود شما بوده‏اید و اگر انصاف مى‏دادید ایشان براى خلافت از شما اولى و اصلح بودند.اما آنچه گذشتگان من با ایشان كردند چیزى جز قطع رحم نبود و من از ولیعهد كردن امام رضا(ع)پشیمان نیستم و مى‏خواستم كه خلافت را به او واگذار كنم اما او نپذیرفت و آنچه مقدر بود پیش آمد.پسر او ابو جعفر محمد بن على با آنكه هنوز كودك است در علم و دانش بر دیگران مقدم است و امیدوارم كه فضل و برترى او بر دیگران آشكار گردد.

آنان در پاسخ گفتند اگر هم سیرت و رفتار این جوان مقبول و پسندیده باشد اما او هنوز كودك است و از دانش و فقه بهره ‏اى ندارد. پس باید صبر كرد تا علم و ادب و فقه فرا گیرد آنگاه آنچه مى‏ خواهى درباره او انجام بده. مأمون گفت من او را مى ‏شناسم و مى ‏دانم كه از اهل بیت فضل و دانش است و ماده علم او از الهام الهى است، اگر سخن مرا باور ندارید او را بیازمایید.

پس رأى ایشان بر این قرار گرفت كه او را بیازمایند و یحیى بن اكثم قاضى القضات را مأمور آزمایش او كردند تا مسائلى در فقه از او بپرسد.آنگاه مجلسى آراستند و امام را كه هنوز به ده سالگى نرسیده بود حاضر ساختند.یحیى بن اكثم را نیز گفتند تا در آن مجلس در حضور مأمون از آن حضرت سئوالاتى در فقه بكند.یحیى پس از اجازه از مأمون از آن حضرت پرسید كه حكم كسى كه در حال احرام صیدى را بكشد چیست؟حضرت در پاسخ گفت: آیا آن شخص در حرم این صید را كشته است یا در بیرون حرم؟به عمد كشته است یا به خطا؟اگر به خطا كشته است عالم به مسأله بوده است یا جاهل به آن؟آزاد بوده است یا بنده؟صغیر بوده است یا كبیر؟آن صید از پرندگان بوده است یا غیر آن؟آیا این قتل در شب بوده است یا روز و آن شخص احرام عمره داشته است یا تمتع؟چون آن حضرت شقوق و وجوه مختلف مسأله را پرسید یحیى در جواب فرو ماند و مأمون روى به خویشان خود كرد و گفت: آیا اكنون شناختید آن كسى را كه نمى‏ شناختید؟پس از آن دختر خود را به ازدواج آن حضرت درآورد و آن حضرت صداق او را پانصد درهم كه مهر حضرت فاطمه(ع) بوده قرار داد.تفصیل این واقعه و جواب شقوق مختلف مسأله كه حضرت به یحیى بن اكثم گفت در ارشاد مفید مذكور است.(ص 320 به بعد)

ظاهرا حضرت جواد(ع)مدتى پس از ازدواج با ام الفضل در بغداد بوده است و پس از آن از مأمون اجازه سفر حج خواسته و پس از مراسم حج به مدینه رفته و در آن شهر سكونت گزیده است.

از روایات برمى‏ آید كه میانه ام ‏الفضل دختر مأمون با حضرت جواد چندان گرم نبوده است و از آن حضرت به پدرش شكایت برده است.(بحار الانوار، 79/50، چاپ جدید)دلیل این امر آن است كه ام‏ الفضل را از آن حضرت فرزندى بوجود نیامد و فرزندان آن حضرت از كنیز یا كنیزان دیگر بوجود آمدند كه یكى از ایشان امام هادى علیه‏ السلام است.شكایت ام‏ الفضل نیز به جهت همین«تسرى»یا كنیز گرفتن بوده است.مأمون در پاسخ شكایت دخترش نوشته بود كه ما تو را به او ندادیم تا حلالى را بر او حرام كنیم(یعنى كنیز گرفتن را)و او را از شكایت در این باره منع كرد.

بنا به روایتى خروج امام(ع)از بغداد به مدینه در سالى بوده است كه مأمون به قصد جنگ با بیزانس به بدندون رفته بود.پس از وفات مأمون، معتصم در سال 220ه.ق. آن حضرت را از مدینه فراخواند و امام فرزند خود امام هادى(ع)را در مدینه گذاشت و خود با ام الفضل در محرم سال مذكور به بغداد رفت.

وفات آن حضرت چنانكه گذشت در همان سال در بغداد اتفاق افتاد و بنا بر بعضى از روایات مسموم گردید و ام ‏الفضل را پس از وفات آن حضرت به كاخ معتصم بردند و جزو حرم درآوردند.

امام جواد(ع)در علم و حلم و فصاحت و عبادت و سایر فضایل اخلاقى ممتاز بود.هوشى فوق العاده و زبانى بلیغ و گویا داشت و مسائل علمى را بالبداهه پاسخ مى ‏فرمود.با وجود كمى سن در علوم و حكم و فضایل و آداب نظیر نداشت.در نظافت تن و جامه اهتمام مى‏ نمود.از پدر بزرگوارش روایت مى ‏كرد.ادعیه و احادیث ایشان در عیون اخبار الرضا، تحف العقول، درة الباهرة، معالم العترة، مناقب، بحار الانوار و سایر كتب حدیث و تاریخ مندرج است.

سایر منابع‏

مرآت الجنان، 80/2

وفیات الاعیان، 450/1

شذرات الذهب، 48/2

منهاج السنة، 127/2

اعیان الشیعة، ج 2

منبع اینترنتی:Shia12.org





سایت بزرگ ستاره زرین
درباره وبلاگ
به نام خدا
با سلام
ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض می كنم . امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده ی شما قرار گیرد . من با تبادل لینک موافقم در صورت تمایل منو لینک کنید بعد خبرم کنید تا منم شما رو لینک کنم در ضمن نظر فراموش نشه .
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
*گفتم که خدا مرا حیاتی بفرست طوفان زده ام مرا نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمه یا مهدی نذر گل نرگس صلواتی بفرست*
التماس دعا
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست ؟




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به سعید غلامی می باشد.