تبلیغات
عصر مذهبی - امام محمد باقر(ع)
عصر مذهبی
امام سجاد (ع) : بهترین مردم هر زمان کسانی هستند که منتظر ظهور حضرت مهدی (عج) هستند. بحارالانوار جلد 52 صفحه 122
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 مهر 1389 توسط دهكده تنهایی | نظرات ()
برای مشاهده مطلب به ادامه مطلب بروید

به نام خدا

مختصری از زندگینامه امام محمد باقر(ع)

ابو جعفر محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم ‏السلام، امام پنجم از ائمه اثنى عشر و یكى از چهارده معصوم(ع)است.

راویان و محدثان شیعه غالبا با كنیه ابو جعفر از آن حضرت یاد كرده‏
اند.براى تمایز احادیث منقول از امام نهم، حضرت محمد بن على الجواد علیه ‏السلام، كه او نیز كنیه ابو جعفر داشته است، از روایات امام باقر علیه‏ السلام، لفظ«ثانى»را به كنیه امام نهم افزوده ‏اند(مامقانى، ج 1، ص 188).لقب مشهورشان«باقر»است، اما القاب دیگرى چون«هادى»و«شاكر»هم داشته
‏اند(اربلى، ج 2، ص 329).نقش انگشترى ایشان نیز، به روایت ابن عساكر(ص 141)، «القوة لله جمیعا»بوده است.

نسب‏

حضرت باقر علیه
‏السلام از سوى پدر، نوه امام حسین علیه ‏السلام و از سوى مادر، نوه امام حسن علیه ‏السلام است.مادرشان فاطمه دختر امام حسن علیه ‏السلام بود، از این رو در حق او گفته
‏اند: علویى بود كه از دو سوى علوى بود و فاطمیى بود كه از دو سوى فاطمى بود.(ابن شهر آشوب، ج 4، ص 208)

فاطمه بنت الحسن، كه به ام عبد الله(یا ام عبد، یا ام حسن)شهرت داشت، بانویى جلیل القدر بود و از حضرت صادق علیه
‏السلام درباره او نقل شده است كه«او صدیقه بود و در آل حسن زنى چون او نبوده است».(كلینى، ج 1، ص 469)

برخى از متأخران چون سبط ابن جوزى(متوفى 645، ص 302)و ابن خلكان(متوفى 681، ج 3، ص 314)مادر امام پنجم را دختر حسن مثنى و نوه امام مجتبى علیه
‏السلام دانسته ‏اند.این قول صحیح نیست، زیرا مورخان قرن سوم و از جمله یعقوبى(ج 2، ص 305، بلاذرى، ج 1، ص 147)و نیز علوى عمرى، نسب شناس قرن پنجم(ص 20)، تصریح كرده ‏اند كه او دختر امام مجتبى علیه ‏السلام بوده است.اِرْبِلى(ج 2، ص 332)نیز به نقل از حافظ عبد العزیز جنابذى(متوفى 611)، مادر ام عبد الله را ام فَرْوه دختر قاسم بن محمد ابى بكر(متولد 37)دانسته، كه اشتباه است.زیرا به تصریح علما، از جمله شیخ مفید(ج 2، ص 176، ذهبى 1409-1402، ج 4، ص 406)ام فروه همسر امام باقر علیه‏ السلام بوده است.منشأ این اشتباه خطایى است كه در كتابت و نقل رخ داده و بر اثر حذف شدن قسمتى از روایت، عبارت راجع به فرزندان امام باقر علیه ‏السلام(یعنى امام صادق علیه‏ السلام و عبد الله بن محمد)بخطا به خود آن حضرت نسبت داده شده است.این اشتباه عینا در بحار الانوار(ج 46، ص 218)تكرار شده است، ولى عبارت درست و كامل را ابن سعد(ج 5، ص 235)و ابن جوزى(ج 2، ص 108)آورده
‏اند.اربلى، نیز عبارت ابن جوزى را در صفحات بعد(ج 2، ص 359)نقل كرده است.

تولد و وفات‏

همه منابع محل تولد آن حضرت را مدینه نوشته، ولى در سال ولادتشان اختلاف دارند.بیشتر منابع شیعى تولد آن حضرت را در 57 هجرى دانسته
‏اند(كلینى، ج 1، ص 469، اربلى، ج 2، ص 329، مفید ج 2، ص 158، مجلسى، 1403، ج 46، ص 219-212، بیشتر اقوال را آورده است)، و برخى از مورخان اهل سنت نیز بر این قولند(ابن خلكان، ج 3، ص 314)، اما عده‏اى سال 56 را ذكر كرده‏اند(ابن عماد، ج 1، ص 149، ذهبى، 1409-1402، ج 4، ص 401، صفدى، ج 4، ص 102).در روز تولد ایشان نیز اختلاف است.شیخ طوسى(1411، ص 801)، فضل بن حسن طبرسى(ص 259)و دیگران(مجلسى، همانجا)روز ولادت آن حضرت را روز جمعه اول ماه رجب و به گفته طبرسى بعضى تولد ایشان را در سوم صفر مى‏دانند.از معاصران نیز، سید محسن امین(ج 1، ص 650)و حاج شیخ عباس قمى(ج 72 ص 96)آن را سوم صفر یا اول رجب، و از اهل سنت، ابن خلكان(همانجا)سوم صفر ضبط كرده‏اند.

تاریخ رحلت امام باقر علیه
‏السلام را با اختلاف پنج سال، از 113 تا 118، ذكر كرده ‏اند.ابن سعد(ج 5، ص 238)نخست با نقل خبرى از استاد خود واقدى تاریخ رحلت آن حضرت را سال 117 و مدت عمرشان را 73 سال ذكر مى ‏كند، سپس مى ‏گوید كه رحلت ایشان را در 118 و 114 هم دانسته ‏اند.ابن اثیر(ج 5، ص 180)نیز عمر حضرت باقر علیه
‏السلام را 73 سال ثبت كرده و 58 سال را نیز نسبت داده است.اما بیشتر مورخان شیعى و سنى وفات آن حضرت را در 114 و اكثر سیره نویسان شیعه عمر وى را 57 سال دانسته‏اند.(ابن عماد، همانجا، ذهبى، همانجا، مجلسى، 1403، ج 46، ص 219-212 و منابع دیگر)

به هر حال، 73 سال یقینا نادرست است، زیرا در آن صورت باید در سال 44 متولد شده باشند.اما چون عموم مورخان تولد پدرش على بن الحسین علیه
‏السلام را در سال 38 نوشته‏اند و بنابراین در سال 44 آن حضرت بیش از شش سال نداشته است، امكان تولد حضرت باقر علیه ‏السلام در سال 44 منتفى است.یعقوبى(ج 2، ص 320)هر چند وفات حضرت باقر علیه ‏السلام را به سال 117 مى ‏داند، مى ‏گوید كه وى 58 سال عمر كرده و در واقعه عاشورا چهار ساله بوده است.اما چون واقعه عاشورا در سال 61 هجرى بوده، وفات آن حضرت سال 114 مى ‏شود نه 117.به نظر مى ‏رسد كه چون مورخان اهل سنت، ولادت را سال 56 و وفات را 114 ثبت كرده ‏اند، باید عمر امام باقر علیه ‏السلام را 58 سال بدانند، در حالى كه ابن عماد، صفدى و ذهبى 56 نوشته
‏اند.

در ماه و روز رحلت آن حضرت نیز اختلاف است و آن را در ربیع الاول و هفتم ذى الحجه و ربیع الآخر گفته
‏اند(مجلسى، همانجا، امین، ج 1، ص 650، قمى، ج 2، ص 135).برخى از مورخان، از جمله ابن خلكان(ج 3، ص 314)و صفدى(ج 4، ص 103)محل وفات او را دهكده ‏اى به نام حمیمة واقع در منطقه شراة بین راه مدینه به دمشق(ابن خلكان، ج 2، ص 440)دانسته ‏اند.درباره محل دفن آن حضرت، گورستان بقیع در مدینه، اختلافى دیده نمى
‏شود.

در روایت ابو بصیر از حضرت صادق علیه‏السلام كه كلینى(ج 1، ص 472)و به نقل از او مجلسى(1453، ج 46، ص 217)آورده است، آن حضرت مى
‏فرماید كه پدرم به سال 114 وفات یافت و پس از پدر نوزده سال و دو ماه زنده بود.چون رحلت امام سجاد علیه‏ السلام را بیشتر مورخان در محرم نوشته ‏اند، ظاهرا رحلت امام باقر علیه ‏السلام در ربیع الاول بوده است.ولى از ظاهر تعبیر بیشتر مورخان و صریح عبارت شهید اول(مجلسى، همانجا، به نقل از الدروس)و قمى(همانجا)برمى ‏آید كه هفتم ذى الحجه را برگزیده
‏اند.

سوانح حیات‏

بنابر اشهر اقوال، تولد امام باقر علیه
‏السلام در سال 57 و وفات آن حضرت در 114 است و مدت عمر او 57 سال و مدت امامتش 19 یا 20 سال(محرم 94 تا ربیع الاول یا ذى الحجه 114)است.چهار سال از حیات جد خود امام حسین علیه ‏السلام و 37 سال از زندگى پدر خود حضرت على بن الحسین علیه ‏السلام را درك كرد و دوران زندگیش با حكومت ده تن از خلفاى اموى(از معاویة بن ابى سفیان تا هشام بن عبد الملك)و ایام امامتش با حكومت پنج تن از ایشان-ولید بن عبد الملك(متوفى 96)و سلیمان بن عبد الملك(متوفى 99)و عمر بن عبد العزیز(متوفى 101)و یزید بن عبد الملك(متوفى 105)و هشام بن عبد الملك(متوفى 125)مقارن بود.پس اینكه بعضى از جمله ابن شهر آشوب(ج 4، ص 210)و مجلسى به نقل از او در بحار الانوار(ج 46، ص 216)، سالهاى امامت او را تا زمان خلافت ولید بن یزید بن عبد الملك(مقتول 126)و یزید بن ولید بن عبد الملك(متوفى 126)و برادرش ابراهیم بن ولید(مخلوع در 127)بسط داده‏اند، اشتباه كرده‏ اند(امین، همانجا).مسعودى(ج 3، ص 232)ضمن آنكه وفات امام باقر علیه‏السلام را به دوران حكومت ولید بن یزید نسبت داده، گفته است كه بعضى وفات ایشان را در روزگار یزید بن عبد الملك دانسته
‏اند.

بنابر آنچه از منابع معتبر به دست مى
‏آید، دوران زندگى امام پنجم بیشتر در شهر مدینه به نشر معارف دینى و ارشاد شیعیان و تربیت شاگردان گذشت.به روایت كلینى(ج 1، ص 472-471 و به نقل از او مجلسى، 1403، ج 46، ص 320-306)، یك بار در دوران هشام بن عبد الملك(حك: 125-105)آن حضرت و فرزندش امام صادق علیه‏السلام از مدینه به شام احضار شدند.این ماجرا بعد از مراسم حج، كه هشام و امام باقر علیه‏السلام هر دو در آن حضور داشتند، روى داده و ظاهرا قصد هشام از این كار ارعاب امام بوده است.بیهقى(ج 2، ص 236-232)به نقل از كسایى و نقل او از هارون خلیفه عباسى، سفر دیگر آن حضرت را به شام به دعوت عبد الملك مروان(حك: 86-65)گزارش كرده كه البته پیش از دوران امامت او بوده است.(درباره این دو سفر و آنچه میان امام و خلفاى اموى گذشت-دنباله مقاله)ابن عساكر(ص 128-127)نیز دعوت عمر بن عبد العزیز(حك: 101-99)از ایشان را به شام، به منظور رایزنى برخى از مسایل دانسته است.به گفته او، عمر بن عبد العزیز به فقها علاقه فراوان داشت و آنان را نزد خود دعوت مى ‏كرد كه از جمله ایشان امام باقر علیه
السلام بود.

فرزندان‏

ابن سعد(ج 5، ص 236-235)فرزندان حضرت باقر علیه‏السلام را چهار پسر و دو دختر نوشته است.مفید و طبرسى پنج پسر و دو دختر به این شرح نوشته
‏اند: ابو عبد الله جعفر(امام صادق علیه‏السلام)و عبد الله(ابن شهر آشوب، ج 4، ص 210، به اشتباه او را عبد الله افطح خوانده است)كه مادر این دو أم فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود، ابراهیم و عبید الله كه در كودكى درگذشتند و مادرشان ام حكیم دختر اُسید(اسد و سید هم ثبت شده است)بن مغیرة الثقفى بود، على و زینب و ام سلمه كه مادرهایشان كنیز بوده
‏اند.اربلى ضمن نقل كامل سخن مفید، از ابن طلحه شافعى روایت كرده است كه او فرزندان امام را سه پسر و یك دختر دانسته است(ج 2، ص 331).علوى عمرى(ص 94)فرزندان امام را سه دختر و شش پسر ذكر كرده، اما سومین دختر را نام نبرده و نام پسر ششم را، كه با ابراهیم و عبید الله از یك مادر بوده، زید نوشته است.نسل ایشان، همچنانكه علوى عمرى(ص 94)نیز یادآورى كرده، فقط از فرزند برومندش امام صادق علیه‏السلام باقى ماند.

شمایل و سیره‏

امام باقر علیه
‏السلام میانه بالا و گندمگون و لاغرمیان بود.پوستى شاداب و نرم و مویى مجعد داشت.صدایش نیكو بود و بر گونه‏اش خالى دیده مى ‏شد(ابن شهر آشوب، ج 4، ص 210)محمد بن منكدر ایشان را تنومند وصف كرده است(مفید، ج 2، ص 161)در منابع شیعى روایاتى نقل شده است كه بر طبق آنها امام باقر علیه ‏السلام از پوشیدن لباس خوب و پاكیزه و تهیه غذاهاى خوب در خانه دریغ نداشت و خصوصا براى رعایت حال برخى از افراد خانه این كار را لازم مى ‏دید(كلینى، ج 6، ص 280، 446، 448)این نكته از آن جهت حائز اهمیت است كه در روزگار ایشان برخى گرایشهاى ترك دنیا پیدا شده بود.و شاید به همین دلیل است كه این موضوع در منابع نقل شده است.امام با آنكه از مرتبت بلند اجتماعى برخوردار بود و به گفته ذهبى(1409-1402، ج 4، ص 402)سرورى و دانش و رفتار صحیح را یكجا جمع كرده بود، شخصا در گرماى حجاز در مزرعه كار مى‏ كرد و انگیزه این كار را اطاعت خدا و بى ‏نیاز شدن خود و خانواده‏اش از مردم مى ‏دانست(مفید، ج 2، ص 162)از امام صادق علیه‏السلام روایت شده است كه فرمود پدرم از سایر افراد خاندان خود درآمد كمترى داشت، ولى هزینه زندگى او از همه بیشتر بود(مجلسى 1403، ج 46، ص 294)آمد و شد خویشانش او را دلگیر نمى ‏كرد و از آنان با خوراكهاى خوب پذیرایى مى ‏كرد و جامه ‏هاى نیكو و مال نقد مى ‏بخشید(همان، ج 46، ص 291-290)این روش را با دیگران نیز به كار مى ‏گرفت و هرگز از بخشش به برادران و متقاضیان و كسانى كه به امیدى نزد وى آمده بودند، دریغ نمى ‏كرد(همان، ج 46، ص 288)همچنین خدمتكاران خود را در كارهاى دشوار، یارى مى ‏كرد(همان، ج 46، ص 303)هر گاه مى ‏خواست به سائلى كمك مالى كند او را«یا سائل»نمى ‏خواند، بلكه«یا عبد الله»(اى بنده خدا)مى
‏گفت(ابن قتیبه، ج 2، ص 208)

امام باقر علیه‏السلام را از زاهدان بزرگ عالم اسلام خوانده
‏اند.ابو نعیم با عبارت«الحاضر الذاكر، الخاشع الصابر»از ایشان یاد كرده است(ج 3، ص 180)عطار كتاب تذكرة الاولیاء(ج 2، ص 339)خود را با یاد این امام خاتمه داده و، به پیروى از هجویرى(ص 93-92)از آن حضرت به«برهان ارباب مشاهدت»و«امام اولاد نبى»و«گزیده نسل على»تعبیر كرده است.علاوه بر زهد عملى، بیانات آن حضرت در تفسیر الفاظى چون عبادت، محبت، غنا، تقوا، توكل و دنیا راهگشاى كسانى بوده كه دین را از وجهه معنوى و عرفانى مى‏ نگریسته‏اند.به گفته ابن حجر هیتمى(ص 201)امام باقر علیه ‏السلام در ترسیم مقامات عارفان و بیان حقایق عرفانى سخنانى دارد كه زبان از وصف آن عاجز است.كلینى از امام صادق علیه ‏السلام نقل كرده است كه فرمود پدرم همواره ذكر خدا مى ‏گفت و افراد خانواده خود را هم به این كار سفارش مى‏كرد(كلینى، ج 2، ص 499، مجلسى 1403، ج 46، ص 297 به نقل از كلینى)در سفر حج او را دیدند كه غسل كرد و با پاى برهنه وارد منطقه حرم شد، چون به مسجد الحرام رسید، به كعبه نگریست و با صداى بلند گریه كرد.آنگاه طواف كرد و بعد از نماز سر به سجده نهاد، هنگامى كه سر از زمین برداشت محل سجده از بسیارى اشك مرطوب شده بود(اربلى، ج 2، ص 329، مجلسى 1403، ج 46، ص 300-299).در برابر مصائب تسلیم بود و همواره مى‏ترسید كه مبادا نعمتهاى خدا را ناسپاسى كرده باشد.زمانى یكى از افراد خانواده او بیمار شد و سپس درگذشت.امام كه از بیمارى او ناراحت بود، بعد از مرگ وى هرگز اظهار جزع نكرد و!629 فرمود: آنچه را دوست مى‏داریم از خدا مى ‏خواهیم، اما وقتى آنچه براى ما ناگوار است روى دهد، نسبت به آنچه خدا براى ما پسندیده است، مخالفت نمى‏
كنیم(ابن عساكر، ص 161، ابن قتیبه، ج 3، ص 57).

آن حضرت در برابر دوستان فروتنى مى‏كرد و بد زبانى افراد را نادیده مى
‏انگاشت(ابن شهر آشوب، ج 4، ص 207).ذهبى(1409-1402، ج 4، ص 403)نقل كرده است كه امام باقر علیه‏السلام در شبانه روز صد و پنجاه ركعت نماز مى‏گزارد، و از امام صادق علیه ‏السلام روایت شده است كه پدرش را بنابر وصیت خود او، در جامه ‏اى كه هنگام نماز بر تن مى ‏كرد به خاك سپردند(ابن سعد، ج 5، ص 238-237، مجلسى 1403، ج 46، ص 220 به نقل از الكافى).

مقام علمى:


همه مؤلفان در ادیان شیعه و سنى سبب ملقب شدن آن حضرت را به «باقر»دانش فراوان او دانسته
‏اند، و غالبا این نامگذارى را از پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله‏ وسلم مى ‏دانند كه جابر بن عبد الله انصارى از آن حضرت نقل كرده است.ابن قتیبه(ج 1، ص 212)به مناسبت نقل دیدار زید بن على بن حسین با هشام بن عبد الملك و اعتراض او به هشام به سبب تعبیر توهین آمیز وى نسبت به امام باقر علیه‏السلام، از زید نقل مى‏كند كه لقب باقر را پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ وآله ‏وسلم بر محمد بن على نهاد.سپس زید از جابر بن عبد الله نقل كرده كه پیامبر ( صلی الله علیه و آله )از عمر طولانى جابر تا نایل شدن به دیدار فرزندشان«باقر»خبر داده و از او خواسته بود كه چون آن فرزند را دید سلام پیامبر را به او برساند.در این روایت از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  وجه این نامگذارى نقل شده است: یبقر العلم بقرا(علم را به كمال و تمام مى ‏شكافد).ابن بابویه(ج 1، ص 233)نیز همین روایت جابر را با اندكى تفاوت با سند از جابر بن یزید جعفى آورده كه جابر بن یزید این توضیح را افزوده بوده است: لأنه بقر العلم، أى شقه شقا(زیرا او علم را شكافت).شیخ مفید نیز این روایت را آورده است.

ابن عماد(ج 1، ص 149)آن حضرت را از فقهاى مدینه برشمرده كه به سبب دانش فراوان و شناختن ریشه و درون آن، او را باقر خوانده‏اند.ابن خلكان(ج 3، ص 314)، صفدى(ج 4، ص 102)و ذهبى(1409-1402، ج 4، ص 402)نیز همین توضیح را آورده‏اند.ابن منظور نیز ذیل ماده«بقر»گفته است كه به محمد بن على بن حسین، رضوان الله علیهم، از آنرو باقر گفته مى‏شد كه علم را مى ‏شكافت و ریشه آن را شناخته بود و فروع آن را استنباط مى‏كرد و در دانش«تبقر»مى ‏نمود.سپس مى ‏گوید: «تبقر»به معناى توسعه در دانش و مال آمده است.مرتضى زبیدى نیز ذیل ماده«بقر»روایت جابر را از پیامبر (صلی الله علیه و آله ) درباره آن حضرت نقل كرده است.

زمان امام باقر علیه ‏السلام، یعنى دهه‏ هاى آخر قرن اول و دهه‏ هاى اول و دوم قرن دوم هجرى، زمان ظهور فقهاى بزرگ مخصوصا در مدینه بود.در این دوران، مسلمانان كه از فتوحات خارجى و جنگهاى داخلى تا حدودى فراغت یافته بودند(و فقط خوارج و برخى شورشیان، خراسان و مناطقى دیگر را در ناآرامى نگاه داشته بودند-خوارج )از اطراف و اكناف سرزمینهاى اسلامى براى فرا گرفتن احكام الهى و فقه اسلامى به مدینه، كه شهر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله )و اصحاب و تابعان ایشان بود، روى مى ‏نهادند.فقها و محدثان بزرگى از جمله سعید بن مسیب(متوفى 94)، عروة بن زبیر(متوفى 94)، خارجة بن زید بن ثابت(متوفى 99)، ربیعة الرأى(متوفى 136)، سفیان بن عیینه و محمد بن شهاب زهرى(متوفى 124)در این شهر جمع بودند.بخصوص كه منع كتابت حدیث در زمان عمر بن عبد العزیز لغو شده بود(عسكرى، ج 2، ص 44).

در این دوران شكوفایى فقه و حدیث بود كه دانش و معرفت امام باقر علیه ‏السلام و نیز فرزند او امام صادق علیه‏ السلام، بر همگان آشكار شد و اصول و مبانى كلام و فقه و سایر معارف دینى شیعه، كه این دو امام بیش از همه مبین آن بودند، تدوین و توسط راویان و شاگردان ایشان به عالم پراكنده شد.بسیارى از مجتهدان و مؤسسان مذاهب فقهى دیگر از این دو امام فیض برده ‏اند و به همین جهت، رایج شدن لقب«باقر»براى امام پنجم، كه لقبى كاملا علمى است، بسیار پر معنى است.نسایى از محدثان بزرگ اهل سنت آن حضرت را از«فقهاى بزرگ تابعین»در مدینه شمرده است(ذهبى، ج 4، 1409-1402، ص 403)و به گفته او، همه حافظان حدیث در استناد و احتجاج به قول آن حضرت اتفاق دارند.ذهبى(همان، ج 4، ص 402)او را جامع مقام علم و عمل و بزرگى و شایسته مقام خلافت دانسته است.شیخ مفید(ج 2، ص 157)درباره جایگاه علمى آن حضرت مى ‏نویسد كه بازماندگان صحابه و بزرگان تابعان و رؤساى فقهاى مسلمانان از آن حضرت در مسایل دینى روایت كرده ‏اند.به نوشته او، امام اخبار پیشینیان و پیامبران را روایت مى ‏كرد.مردم از او در باب مغازى و سیرت و سنت رسول (صلی الله علیه و آله ) حدیث مى ‏آموختند و در مناسك حج، كه از پیامبر نقل مى ‏كرد، بر او اعتماد داشتند و از ایشان تفسیر قرآن بر مى ‏نوشتند.از عبد الله بن عطاء مكى نقل شده است كه دانشمندان را در هیچ مجلسى كوچكتر از آن ندیده ‏ام كه در محضر ابو جعفر دیده ‏ام، حكم بن عتیبه(از فقهاى بزرگ كوفه، متوفى 115-ذهبى، 1409-1402، ج 5، ص 213-208)را در پیشگاه او به سان شاگردى نزد استاد دیدم(ابو نعیم، ج 3، ص 186، ابن عساكر، ص 142، مفید، ج 2، ص 106).سبط ابن جوزى(ص 302)این مطلب را به عطا نسبت داده كه ظاهرا!630 خطا در نقل یا در كتابت است.سید محسن امین(ج 1، ص 651)نیز این اختلاف را یادآورى كرده است.

ابو نعیم، ذهبى و ابن شهر آشوب شمارى از محدثان و فقها را به عنوان راویان امام باقر علیه ‏السلام نام برده ‏اند، كه از آن جمله ‏اند: اوزاعى (متوفى 151)، أعمش (متوفى 144)، ابن جریج(متوفى حدود 150)، عطاء بن ابى رباح(متوفى 114 یا 115)، حجاج بن أرطاة، ربیعة الرأى، عمرو بن دینار(متوفى 126)، محمد بن شهاب زهرى ، جابر بن عبد الله انصارى(متوفى 78)، ابو اسحاق سبیعى (متوفى 127)، عبد الرحمن بن كیسان الاعرج، ابو بكر لیث بن سلیم كوفى(متوفى 138 یا 143)و ابو حنیفه نعمان بن ثابت(متوفى 150).بنابر این، عبارت ابن سعد(ج 5، ص 238)كه ضمن اذعان به مقام علمى امام باقر علیه ‏السلام(و كان ثقة كثیر العلم)، گفته است: راویان آن حضرت كسانى نیستند كه مقبولیت داشته باشند(لیس یروى عنه من یحتج به)، قابل تأمل و شگفت انگیز است.

در كتابهاى رجالى شیعه نامهاى راویان امام باقر علیه‏ السلام ثبت شده و از جمله شیخ طوسى(1380، ص 142-102)آنها را بر اساس حروف تهجى ذكر كرده كه بالغ بر 466 تن مى ‏شود.البته با تتبع در اسانید روایات، ممكن است بر شمارى بیش از این دست یافت، همچنانكه احتمال دارد برخى از این نامها به اصحاب امام جواد علیه ‏السلام برمى ‏گردد.برخى از راویان آن حضرت، مانند جابر بن یزید جعفى، عبد الله بن عطاء مكى و ابان بن تغلب از نظر محدثان اهل سنت نیز محترم بوده ‏اند.در این میان، یاران و پروردگان خاص مكتب امام باقر علیه ‏السلام كه ناشر و مبین آراء و اقوال آن حضرت بوده ‏اند، جایگاه ویژه ‏اى دارند.از معروفترین آنان علاوه بر جابر بن یزید و ابان بن تغلب، مى ‏توان از كسانى چون ابو حمزه ثمالى، حمران بن اعین، محمد بن مسلم ثقفى، زرارة بن اعین، معروف بن خربوذ، برید العجلى، ابو بصیر اسدى و فضیل بن یسار نیز نام برد.به ابو حمزة ثمالى كتابهایى در حدیث و تفسیر نسبت داده شده و گروهى از بزرگان اهل سنت از او اخذ حدیث كرده ‏اند.جابر بن یزید كه به گفته خود فقط 70000 حدیث از امام باقر علیه ‏السلام فرا گرفته بود(مجلسى، 1403، ج 46، ص 340)از آن حضرت غالبا با عنوان«وصى الاوصیاء و وارث علم الانبیاء»یاد مى ‏كرد(اربلى، ج 2، ص 337، به نقل از مفید).همچنین از محمد بن مسلم روایت شده كه از امام باقر علیه ‏السلام درباره 30000 مطلب سؤال كردم(كشى، ص 163 و 167، مجلسى، 1403، ج 46، ص 328).در میان عالمان شیعه شش نفر اخیر از داناترین دست پروردگان امام باقر علیه ‏السلام و فرزندش، حضرت صادق علیه ‏السلام شناخته شده ‏اند و زراره برترین آنهاست(كشى، ص 238).از آنها و دوازده تن دیگر اصطلاحا به عنوان اصحاب اجماع یاد مى ‏شود.

مطالب منقول از امام باقر علیه ‏السلام در صحاح و سنن اهل سنت اندك است(ذهبى، 1409-1402، ج 4، ص 402)، مثلا بخارى فقط سه حدیث در باب غسل را از آن حضرت نقل كرده كه از جابر بن عبد الله روایت كرده بوده ‏اند(بخارى، ج 1، ص 68 و 69).اما در متون حدیثى و فقهى شیعه، اعم از امامیه و اسماعیلیه(مثلا دعائم الاسلام قاضى نعمان).بالاترین رقم حدیث به این امام و فرزندش اختصاص دارد.علت اصلى كم بودن احادیث امام باقر علیه ‏السلام، و به طور كلى امامان شیعه در كتابهاى اهل سنت، چند چیز است.از جمله بیشتر راویان این احادیث، شیعیان، و به تعبیر اهل سنت رافضیان، بوده‏ اند، و حال آنكه به نقل روایت از قول رافضه، اعتراض و آن را منع كرده ‏اند(ابن حجر عسقلانى، ج 1، ص 12-10).دیگر اینكه امام باقر علیه ‏السلام بسیارى از مطالب دینى و احكام فقهى را بى ‏آنكه به صورت حدیث به پیامبر (صلی الله علیه و آله ) نسبت دهد، بیان مى ‏كرده است، و این از نظر شیعیان كاملا پذیرفته است.زیرا امام باقر علیه‏السلام را امام معصوم و جانشین پیامبر مى‏دانند كه دانش او به واسطه پدرانش به پیامبر مى‏رسیده است.حتى بنابر یك روایت(مفید، ج 2، ص 167، مجلسى، 1403، ج 46، ص 288)آن حضرت گفته است كه من همه آنچه را كه مى ‏گویم به واسطه پدرانم از حضرت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله ) روایت مى ‏كنم كه ایشان آن را از فرشته وحى و او آن را از خدا دریافت كرده است.اما نویسندگان كتب حدیث اهل سنت فقط منقولات از پیامبر  (صلی الله علیه و آله ) صحابه را نقل مى ‏كرده ‏اند و بالتبع منقولاتشان از امامان شیعه بسیار اندك بوده است.

گفتنى است كه تعداد زیادى روایت نیز از امام باقر علیه‏السلام نقل شده كه ایشان به واسطه پدرانش از پیامبر نقل كرده است.روایات منقول از امام باقر علیه ‏السلام در كتب اهل سنت غالبا از این دست است.مثلا احمد بن حنبل در، قسمت راجع به على بن ابیطالب(ج 1، ص 160-75)، هفت حدیث نقل كرده كه امام پنج تاى آنها را از پدران خود و دو تا را از محمد بن حنفیه روایت مى ‏كند(ج 1، ص 80-77، 90، 101 و 103).همچنین حاكم نیشابورى از ایشان ده حدیث نقل كرده كه هفت مورد آن را به واسطه پدران خود روایت كرده است(ج 2، ص 22، 428، 588، ج 3، ص 144، 163، 173، 516، 568، ج 4، ص 22، 345).البته در برخى از كتابهاى اهل سنت نام كسانى چون ابن عباس، ابو سعید خدرى، سعید بن مسیب و جابر بن عبد الله انصارى(از جمله-ابو نعیم، ج 3، ص 188)به عنوان مشایخ حدیثى امام باقر علیه‏ السلام ذكر شده و نشان مى ‏دهد كه امام از آنها نقل حدیث كرده است، اما محققان امامیه بر اساس این اعتقاد كه امامان شیعه علوم خود را فقط از طریق منابع وحیانى كسب مى‏كرده ‏اند، توضیح داده ‏اند كه نقل امام از این افراد، بر فرض صحت، بنابر مصالحى بوده است(امین، ج 1، ص 656). بنابر بررسى ذهبى(1392، ج 3، ص 80-79)در صحاح سته، امام باقر علیه ‏السلام بجز پدرش امام سجاد علیه ‏السلام فقط از عبد الله بن عمر و جابر انصارى روایت كرده است. با اینهمه به كم نقل شدن احادیث روایت شده از امام باقر علیه ‏السلام و دیگر امامان اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله ) در كتب صحاح و سنن اهل سنت، انتقاد شده است.

آنچه از امام باقر علیه ‏السلام روایت شده در همه زمینه ‏هاى علوم اسلامى است، اعم از تفسیر و علوم قرآنى، فقه، كلام، اخلاق، تاریخ، سیره و مسائل نظام آفرینش كه گاهى برخى از شاگردان آن حضرت آنها را به صورت كتاب مستقلى تدوین كرده ‏اند.

ابن ندیم(ص 36)كتابى را در تفسیر به امام باقر علیه ‏السلام نسبت مى‏دهد كه ابو الجارود از او و ابو بصیر اسدى از ابو الجارود روایت كرده است. این تفسیر در كتب رجال و حدیث بیشتر به تفسیر ابو الجارود مشهور است، ولى چنانكه نجاشى(ص 170)نیز تصریح كرده، از امام باقر علیه ‏السلام روایت شده است. آقا بزرگ تهرانى(ج 4، ص 251، 303)احتمال داده كه این تفسیر، املاء امام بر ابو الجارود بوده است. اعتماد بزرگانى از محدثان و دانشمندان نیز شاهدى بر صحت منقولات آن است. یكى از شاگردان على بن ابراهیم قمى روایات این تفسیر را در تفسیر على بن ابراهیم درج كرده و البته، به استنباط آقا بزرگ تهرانى(ج 4، ص 306-303)این شخص، كه انگیزه اصلى او افزودن منقولات از امام باقر علیه ‏السلام به تفسیر على بن ابراهیم بوده است، به گونه ‏اى عمل مى ‏كرده كه بین روایات دو تفسیر تفكیك شود و خوانندگان به خطا نیفتن

منبع اینترنتی:Shia12.org




سایت بزرگ ستاره زرین
درباره وبلاگ
به نام خدا
با سلام
ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض می كنم . امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده ی شما قرار گیرد . من با تبادل لینک موافقم در صورت تمایل منو لینک کنید بعد خبرم کنید تا منم شما رو لینک کنم در ضمن نظر فراموش نشه .
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
*گفتم که خدا مرا حیاتی بفرست طوفان زده ام مرا نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمه یا مهدی نذر گل نرگس صلواتی بفرست*
التماس دعا
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست ؟




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به سعید غلامی می باشد.