تبلیغات
عصر مذهبی - انتظار آمیخته با جان و روح آدمى
عصر مذهبی
امام سجاد (ع) : بهترین مردم هر زمان کسانی هستند که منتظر ظهور حضرت مهدی (عج) هستند. بحارالانوار جلد 52 صفحه 122
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 مهر 1389 توسط دهكده تنهایی | نظرات ()
برای مشاهده مطلب به ادامه مطلب بروید

قال امام الصادق(ع): «ان لنا دولة یجیى‏ء بهاالله اذا شاءثم‏قال: من سر ان یكون من اصحاب القائم(ع) فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر» (1) به نظر مى‏رسد براى تفسیر بحث انتظار كه در منابع دینى ماآمده باید توجه داشته باشیم به زندگى خودمان تا دریابیم كه زندگى انسان همیشه توام با انتظار است. هر كسى در هر سنى و هر موقعیتى با انتظار زندگى مى‏كند. صبح كه از خواب بیدار مى‏شود منتظر شب است . شب كه مى‏خواهد بخوابد منتظر روز است. در دوران نوجوانى در انتظار جوانى است. همین كه ازدواج كرد منتظر تولد بچه است. به همین ترتیب همه لحظات زندگى ما سرشار از انتظار است. و این انتظار به زندگى ما تزریق نشده بلكه در آن موجود است و چون بازندگى ما عجین است قاعدتا باید از آن تعریف روشنى داشته باشیم. به نظر مى‏رسد كه انتظار با سه ركن تحقق پیدا مى‏كند . ركن اول نارضایتى یا قانع نبودن به وضع موجود است . ركن دوم امید داشتن به آینده بهتر و ركن سوم حركت و تلاش است . آن كه در دوره دبیرستان تحصیل مى‏كند و مى‏خواهد به دانشگاه برود یا از وضع موجود ناراضى است و یا به آن قانع نیست - كه البته همیشه نارضایتى عامل نیست‏بلكه قانع نبودن و بهتر و بیشتر خواستن مطرح است - قانع نیست كه دیپلم داشته باشد و امید دارد كه بتواند به دوره عالیترى از تحصیل راه یابد. دیگر اینكه این توانایى را در خود مى‏بیند پس حركت و تلاش را ادامه مى‏دهد و مقدماتش را فراهم مى‏كند. انتظار همین است و انتظار یعنى این سه ركنى كه عرض كردم . تصور من این است كه كار دین و دیانت تعمیق و توسعه آن چیزى است كه انسانها در زندگى دارند. به این معنى كه دین كمتر چیزى را كه در زندگى انسان نیست ایجاد مى‏كند و شاید اصلا نتوانیم پیدا كنیم چیزى را كه خلاف این باشد. به عبارت دیگر دین تفسیر انسان را از حیات توسعه مى‏دهد و به او مى‏فهماند كه گمان نكن كه زندگى تا اینجاست، نه ، زندگى وسیعتر است. و سپس به دریافت انسان عمق مى‏بخشد. یعنى; فكر نكن كه زندگى در همین لایه رویى و صورى خلاصه شده است. مثلا انسان در زندگى شكرگزار و سپاسگزار است. دین نمى‏آید كه شكر كردن را به او بیاموزد بلكه دین این دریافت انسان را توسعه مى‏دهد و عمیقتر مى‏كند. عبادت هم همین‏طور . اطاعت هم همین‏طور . در مساله انتظار هم دین یك چنین كارى كرده است . انسانها با انتظار زندگى مى‏كنند. دین ، این انتظار را كه جوهره زندگى آدمى است وسعت مى‏بخشد و سپس آن را تعمیق مى‏دهد. یعنى چیزى را كه انسان دارد، كاملتر مى‏كند. ما خود منتظر بودیم . مثلا منتظر بودیم‏كه پسرمان داماد شود. دخترمان عروس‏شود. خودمان رشد كنیم . همه رشد كنند. همه عالم شوند . همه صالح شوند. اینها انتظار است اما در حیطه زندگى فردى. اما دین مى‏آید و این انتظارى را كه در من است توسعه مى‏دهد، یعنى كه تو فقط منتظر بهبودى براى خود و اطرافیانت نباش! بلكه این انتظار را نسبت‏به همه افراد داشته باش ! یعنى براى همه نگران باش ! اگر كامل نیستند براى همه امید به كمال داشته باش و براى كمال همه حركت كن! این توسعه دادن به وسیله دین است . اما، آنجا كه تعمیق مى‏بخشد این است كه به انسان مى‏گوید كه انتظارت فقط در حیطه مسائل زندگى ظاهرى نباشد. تو انتظار ظهور حقیقت مطلق را داشته باش! تو انتظار تحقق عدالت مطلق را داشته باش! بنابراین اگر مى‏بینیم این همه روایت و جود دارد درباره انتظار كه «منتظر فرج باشید!» (2) یا «افضل اهل هر زمان منتظران آن دورانند» (3) و بسیارى دیگر از تعبیرات كه از پیامبر(ص) به ما رسیده و در آنها اشاره به امام زمان(ع) هم نشده است ، همین معنى كلى را به ما القا مى‏كند (4) كه ما به بهبود زندگى انسانها امید داشته باشیم و در آن زمینه تلاش كنیم. جانمایه و روح همه این روایتها اشاره به وجود مبارك امام زمان(ع) است، و گر نه این مبحث پیش از دوران غیبت هم مطرح بوده و بسیارى از آن روایات انتظار را مطرح مى‏كردند و در سخنان منقول از ائمه: هم این تعابیر موجود است. این تعبیرهاى كلى در هر دوره‏اى قابل تحقق‏اند. اما مرحله عالى و كامل آن با ظهور منجى موعود محقق مى‏شود و در هر سال مى‏توان در این انتظار ماند و نتایجش رادید. تاكید بر این است كه مرحله عالى و كامل آن با امام عصر(ع) به انجام مى‏رسد. پس دین انتظار را ایجاد نكرده بلكه آن را توسعه بخشیده و تعمیق داده است. به عبارت دیگر دین با فطرت انسانى مخالفت نمى‏كند، بلكه، فطرت انسانى را مى‏پروراند و آن را در مسیر تكاملى قرار مى‏دهد حال برگردیم به اینكه ما براى انتظار در فطرت انسان سه وجه قائل شدیم: 1- نارضایتى از وضع موجود یا قانع نبودن به آن 2- امید داشتن به وضع مطلوب 3- حركت و تلاش براى رسیدن به وضع مطلوب حال اگر بخواهیم این انگیزه‏ها را در ارتباط با ظهور حضرت در زندگى خود همراه كنیم، اول معرفت مى‏خواهد دوم باور و سوم حركت. نخست ما باید به یك آگاهى برسیم. آگاهى از اینكه این وضع خشنودكننده نیست‏یا قانع كننده نیست كه این امر نیاز به مقایسه دارد . یعنى انسان زندگى خود و همگنان خود را ببیند و آنها را مقایسه كند و برسد به اینكه این وضع قانع‏كننده یا راضى كننده نیست. به این معنى كه اگر به این آگاهى نرسیده باشد و برسد به اینكه چیزى كم ندارد، مشكلى ندارد، او دیگر منتظر چه چیزى مى‏تواند باشد!؟ بنابراین در مساله انتظار ركن اول كسب معرفت و آگاهى است . آگاهیى كه از مقایسه حاصل مى‏شود. ركن دوم باور است . همانكه در همه ادیان وجود دارد . چه آنها كه اهل كتابند و چه آنان كه اهل كتاب نیستند . باور به اینكه جهان به یك نهایت‏خوبى ختم خواهد شد. حال این عقیده را ما در دین خودمان اسلام و بطور خاص در مذهب تشیع نسبت‏به یك فرد خاص داریم و معتقدیم كه وضع بهتر با ظهور او بروز خواهد كرد برخى دیگر معتقدند كه بالاخره منجى و نجات دهنده‏اى خواهد آمد و عدالت را با همه ابعادش بدون هیچ ملاحظه‏اى در تمام صحنه‏هاى زندگى انسانها پیاده خواهد كرد. ركن سوم حركت و تلاش است‏یعنى هر كس به میزان توانایى خود در این زمینه و براى تحقق آن وضع گام بردارد . از این حركت و تلاش در روایات ما به صورت سه دستور یا سه وظیفه یاد شده است . امام صادق(ع) مى‏فرمایند: «ان لنا دولة یجیى‏ء بهاالله اذا شاء...;من سر یكون من اصحاب القائم(ع) فلینتظر...» «ما دولت و حكومتى داریم و خدا هر گاه بخواهد این دولت ظهور خواهد كرد و اگر كسى خوشحال و خشنود مى‏شود كه از یاران مهدى(ع) باشد پس منتظر باشد.» و سپس انتظار را تفسیر مى‏كنند. انتظار یعنى چه؟ «ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر» طبق دستور زبان عربى جمله «هومنتظر» جمله حالیه است‏براى فعلهاى قبلى، یعنى این كارها را انجام بدهد در حالى كه منتظر است. بنابراین مى‏بینیم در این حدیث دو توصیه وجود دارد یعنى اولین كارى كه در راستاى حركت انتظارى، انسان باید داشته باشد پرداختن به خود است و این حدیث‏بیان مى‏كند كه انسان باید از خود آغاز كند. اگر منتظر مصلح است، باید در راستاى صلاح گام بردارد و اگر منتظر عدالت مطلق است، باید خودش در راستاى عدالت گام بردارد، و اهل ورع و پاكى باشد. اهل پارسایى باشد اهل محاسن و مكارم اخلاق باشد. خود را بیاراید به خوبیها و محاسن اخلاق و همچنین خودش را و وجودش را تخلیه كند از آنچه كه مانع مى‏شود تا خوبیها در او تحقق پیدا كند چون تا ظرف وجودیش تخلیه نشود جایى براى ورود محاسن اخلاق در او نیست. اول ورع و تقوى بعد محاسن اخلاق. بنابراین شخص منتظر اولین وظیفه‏اش و حركتش حركت در مسیر صلاح خودش است. در زندگى فردى و در سلوك شخصى. انسان وقتى به كسى علاقه دارد، تلاش مى‏كند تا مثل او باشد و حال اگر او مظهر خوبیهاست، مظهر عدالت و مظهر حقیقت و حقانیت است، منتظر هم باید یك انس و مشابهتى به او در خودش ایجاد كند . ما وقتى مى‏خواهیم به مجلس سوگوارى برویم سعى مى‏كنیم لباس تیره‏تر بپوشیم تا یك سنخیتى با صاحبان عزا در خود ایجاد كنیم. اگر بخواهیم به مجلس جشن برویم سعى مى‏كنیم لباس شاد بپوشیم تا با آن مجلس یك سنخیتى ایجاد كنیم. به همین ترتیب هم انسانى كه انتظار عدالت و صلاح مطلق را دارد باید آن سنخیت را در خود ایجاد كند. جایى كه مجلس عروسى است كه پرچم عزا نمى‏زنند . جایى كه مجلس ختم است چراغانى نمى‏كنند. شخصى هم كه در دلش امید ظهور آقا را دارد و انتظار عدالت ایشان را مى‏كشد كه نباید پرچمش، پرچم ظلم باشد. كسى كه در خانه دلش امید به عدالت دارد سر در خانه‏اش را كه نباید پرچم ظلم نصب كند. كسى كه در دلش آرزوى حقیقت و حقانیت و انتظار موعود را دارد نباید زبان و رفتار و سلوك و كارهایش خلاف حق و حقیقت‏باشد. پس شخص اول باید در زندگى فردى خود با مطلوبش ایجاد سنخیت كند. دومین وظیفه انسان منتظر، حركت جمعى است. روایتى هست در فضیلت‏شهر قم و كه مى‏گوید: «یك زمانى دانش دین از كوفه رخت‏بر مى‏بندد و از شهرى به نام قم سر مى‏زند و سپس از آنجا همه جا منتشر مى‏شود.» «حتى لایبقى فى‏الارض مستضعف فى‏الدین حتى المخدرات فى‏الحجال‏» (5) «مستضعف دینى نخواهید یافت‏حتى آنانى كه پشت پرده هستند.» یعنى حتى پیرزنهایى كه به مكتب نرفته و درس نخوانده‏اند، با دین آشنا مى‏شوند. پس تلاش مى‏خواهد . یك تلاش فرهنگى و یك تلاش علمى . اگر وظیفه اول جهاد اكبر و جهاد نفس است، دومى جهاد كبیر است و جهاد فرهنگى و علمى. برخى جهاد را سه قسم مى‏كنند. اكبر، كبیر و اصغر، جهاد اكبر آن سلوك و خودسازى نفسى است كه گفتیم. جهاد كبیر آن جهاد علمى و فرهنگى است كه انسان در مسیر صلاح و رشد دیگران گام بر مى‏دارد . جهاد اصغر هم براى دین ما یك ضرورت و یك اضطرار است. در دینى كه پیامش عدالت و صلح و انسانیت و مسالمت است ; جنگیدن اصل نیست. اما، گاهى اضطرار اقتضا مى‏كند كه انسان یك عضو از دست‏خود را قطع كند. چون بقیه‏جاها را فاسد مى‏كند. بنابر این جهاد اصغر یا جنگیدن در دین ما یك اصل نیست، بلكه یك اضطرار است كه گاهى جامعه انسانى به آن مبتلا مى‏شود. به هر حال باید دید جهاد كبیر به عهده چه كسى است و آیا غیر مسلمانان مى‏آیند تا سخن دین ما را منتشر كنند!؟ یهودیان مى‏آیند اسلام را تبلیغ كنند!؟ چه كسانى مبادرت به این كار مى‏ورزند؟ البته آنها كه باور دارند و دوست دارند . پس این جهاد علمى و فرهنگى در مسیر اشاعه دین و اشاعه سخنان كسى كه انتظارش را مى‏كشیم به عهده آنانى است كه باور دارند و دوست دارند. بنابراین جهاد كبیر دومین گام در مسیر حركت است. روایت دیگرى هم هست: «یخرج ناس من المشرق و یوطئون للمهدى سلطانه‏» (6) «گروهى از مشرق زمین قیام مى‏كنند و زمینه ساز حكومت امام مهدى(ع) مى‏شوند» این زمینه‏سازى به معنى جنگ نیست. زمینه‏سازى نظامى نیست. زمینه‏سازى فرهنگى، علمى است. یعنى مردم در آن دوران به یك نوع باور مى‏رسند كه وقتى حق مطلق بیاید آن را مى‏پذیرند. بنابراین دین ما كمال را در صلاح خویش و اصلاح دیگران ، رشید شدن و مرشد بودن ، عالم شدن و معلم بودن مى‏داند. در سوره عصر مى‏خوانیم: «والعصر، ان الانسان لفى خسر، الاالذین امنوا و عملوالصالحات و تواصوابالحق و تواصوا بالصبر» راجع به كلمه «عصر» كه در این سوره آمده چند احتمال گفته شده است: یكى اینكه، عصر یعنى یك زمان خاص كه بعد از ظهر است ، احتمال دوم اینكه مراد از عصر زمان پیامبر(ص) است و احتمال سوم هم این است كه عصر در اینجا ، عصر امام زمان(ع) است. عصاره یعنى فشرده . عصر و یا فشرده همه خوبیها، همه انسانها ، همه دوره‏ها كیست ؟ یا امام زمان(ع) است‏یا دوره پیامبر(ص). لذا هر دو صادق است. پس «والعصر ان الانسان لفى خسر»; یعنى سوگند به آن عصاره كمال و انسانیت، كه انسان ضرر مى‏كند، مگر آنهایى كه كامل و مكمل باشند. چهار مطلب در سوره عصر آمده است كه دو مطلب از آنها فردى و دو مطلب دیگر جمعى است. «آمنوا و عملواالصالحات‏»; یعنى خودش عالم و عامل شود، «تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» خودش معلم و مصلح براى دیگران شود. زیرا رشید تنها در دین ما مطلوب نیست . زیرا رشیدى كه مرشد باشد به كمال دست‏یافته است. عالمى كه معلم باشد، كاملى كه مكمل باشد. فرق عابد و عالم هم همین است عابد خودش را مى‏خواهد به مقصد برساند ولى عالم دیگران را هم مى‏خواهد با خود ببرد. پس براى تحقق ركن سوم انتظار باید اول به خود پرداخت دوم در راه اصلاح دیگران تلاش كرد. روایت دیگرى است از امام صادق(ع) كه مى‏فرمایند: «قیام امام زمان(ع) نشانه‏هایى دارد.» راوى مى‏پرسد: «قلت و ماهى جعلت فداك.» «آنها چیستند؟»امام صادق(ع) مى‏فرمایند: «ذلك قول‏الله عزوجل: ولنبلونكم بشى‏ء من الخوف و الجوع و...» (7) «این سخن خداوند كه: شما را با گرسنگى و ترس آزمایش مى‏كنیم.» اگر جهاد اكبر و جهاد كبیر جزء وظایف منتظران عصر غیبت است، مشكلات بهمراه دارد. هم جهاد اكبر این مشكلات را دارد و هم جهاد كبیر. كسى كه مى‏خواهد خود را بسازد با این مشكلات روبرو مى‏شود. و كسى كه مى‏خواهد دیگران را بسازد با این مشكلات درگیر است. این بلایى است كه پایدارى مى‏خواهد اما اجر خوبى هم دارد، خداوند به آنهایى كه گرفتار مصیبت مى‏شوند وعده داده: «تتنزل علیهم الملائكه‏» (8) «فرشتگان بر آنها نازل مى‏شوند.» در قرآن خداوند دو جا به دو گروه سلام و درود فرستاده است. یكى به انبیاء و فرستادگان خودش (9) و دیگر به صابران و مقاومان (10) .یعنى آنهایى كه در مسیر ایفاى مسؤولیت‏خودشان پایدارى و مقاومت مى‏كنند. امیدواریم خداى متعال همه‏ما را از منتظران واقعى قرار دهد. ان شاءالله پى‏نوشتها: 1- لطف‏الله صافى گلپایگانى، منتخب‏الاثر، ص‏497 ، فصل 10، باب 2، حدیث‏9. 2- شیخ صدوق ، كمال‏الدین و تمام النعمة، ج 2 ، ص 645، ح 4. 3- منتخب‏الاثر، ص‏499 ، ح‏16. 4- ر.ك:منتخب‏الاثر، ص‏493-500; كمال‏الدین، ج 2، ص‏647 - 644. 5 - محمدباقر مجلسى ، بحارالانوار . ج 14 ، ص 338 ; منتخب‏الاثر ، ص‏443. 6- منتخب‏الاثر، ص 304 ، فعل 2، باب 40 ، ح 1. 7- كمال‏الدین . ج 2 ، ص‏649 . 8 - سوره فصلت، آیه 30 . 9- سوره احزاب ، آیه‏56. 10- سوره بقره ، آیه‏157.




سایت بزرگ ستاره زرین
درباره وبلاگ
به نام خدا
با سلام
ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض می كنم . امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده ی شما قرار گیرد . من با تبادل لینک موافقم در صورت تمایل منو لینک کنید بعد خبرم کنید تا منم شما رو لینک کنم در ضمن نظر فراموش نشه .
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
*گفتم که خدا مرا حیاتی بفرست طوفان زده ام مرا نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمه یا مهدی نذر گل نرگس صلواتی بفرست*
التماس دعا
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست ؟




نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به سعید غلامی می باشد.